دلنوشته های عباس..شاعری تنها

خرید بک لینک
دقیقا یک هفته س از کرباا برگشتم البته اینبار برخلاف ماه رمضون و اربعین پیش بدون خانومم و نازنین زهرا دخترمخیلی دوس داشتم اینبار هم دخترم رو ببرم تا قبل از رسیدن به سه سالگی سه بار کربلا رفته باشه اما دلنوشته های عباس..شاعری تنها...

ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 16:26

دوشنبه شب هفته پیش خونه مادر بودیمتولد سه سالگی دختر عزیزم نازنین زهرا بود قبل از خونه ی مادر بیمارستان بودم چن روزی بود که میرفتم به عیادت حسین پسرعموی عزیزم حالش زیاد خوب نبود باید عمل میشد ولی اجا دلنوشته های عباس..شاعری تنها...

ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 16:26

دلم غم داره.درد داره غصه داره

به اندازه تموم دنیا

احساس میکنم تنهایم

تنهای تنها

این وزا همه تنهام گذاشتند

قطع امید کردم از آنی که. یک عمر آزگار امیدم بود

پرسید حال مرا و جواب. این رشته رشته موی سپیدم بود

خدایا تو تنهام نذار

دلنوشته های عباس..شاعری تنها...

ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 16:26

نزدیک دوازده روزه که توو عراقیم

امسال بالاخره مادرمو برای بار اول با خودم اوردم و کربلایی شد

مادر تنها نیست خانومم وخترم و عمه خانوم و حاج خانوم قربانی که از دوستان هست هم همراهمونه چنهمراهمونهز کربلا بودیم دو روز موکب. و بعد نجف و حله

الانم کاظمین هستیم. سخت بود ولی خداروشکر

الانم تویهتل نشستم و باید برم بخوابم تا صبح باز برم زیارت

شب همگی بخیر

دلنوشته های عباس..شاعری تنها...

ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: دوشنبه 27 آبان 1398 ساعت: 16:26

صفحه بندی